Zerrspiegel [ Search ] [ Index ] [ Edit ] [ About ]

عرضه داشت ميراخور شلامشانی

Description

РНБ

Ф. Собрание среднеазиатских материалов К.П. фон Кауфмана

37

1292 г.

Categories

Аксакал Восточные слова Географические названия История Конфессиональные группы Мир-ахур Мусульманин Ура-Тюбе Ходжент Эмир, бухарский السلطان ابن السلطان خاقان ابن الخاقان اندرق َتُويّه ييلاق

Editor

, MB

Text

جناب ميری مملکت مدارم سلم الله تعالی من الآفات و البلياتعرضه داشت ازين غلام خيرخواه بيمقدار جانسپار فرمان بردار فدويت آثار صاف نهاد و ذره کمترين بيمقدار حواخواه خذمت کار عقيدت و عبوديت کردار صداقت بنياد بجناب والا القاب اعلا مآب عالی انسان اعاليجناب سعادت و شرافت اکتساب سيادت و اصالت انتساب آسمان خلافت جمشيد ايوان شهانت مهر سپهر سلطنت بدر منير معدلت طغرای ظفرنامه آيت کريمهء انا فتحنا صاحب لوای عظيمة و ينصرک الله نصرا ً عزيزا ناصر اهل الملت و الالفان حامی اصحاب السنة و الاديان منبع الجود و الاحسان السلطان ابن السلطان خاقان ابن الخاقان ظل الله فی الارضين لازلت ظلال سلطنه من مفارق المسلمين امين و رب العالمين بعتبهء عليه سدّه سنه عرش اشتباه بزبان بی زبانی و بلسان هجمدانی جنين معروض ميدارم که بنده نوازا جماعه فساد بيشه مع ميربجه از ولايت خجند بر آمده از هر طرف جمع شده مقدار دو صد کس به اندرق نام موضع رفته قرار کرفته بنج شش روز استقامت نمود و از جانب اوراتپه سه پسر عبد الغفار بيک مقدار هزار کس همراه آورده ميربجه را از اندرق بر آورده به توی ييلاق مقدار دوهزار کس جمع شده استاده به قرغيز دلباغ بجماعهء اواهت خط فرستادست که بمايان همراهی کن و نيز آنها بخط آن فساد پيشه ها سرفروز آورده جندی از کلانان قرغيزيهء اواهت به نزد مفسدان رفته و فرمان بردار بودن خودهارا باو معلوم کرده و بموضع دره تأليف نموده است و مفسدان از تأليف نمودن قرغيز دره خوف برده به دره رفتن مصلحت نديده الحال بَتُويّه ييلاق ميباشد وليکن سيزده توغ دار داشته است به هيج موضع رفتن مصلحت نديده حيران و سر کردان ميباشد و نيز عرض ديکر بجنابشان اينکه کبونادر بحاکيم خجند و بکلانان خجند جنان خط فرمايش کرده تأکيد نموده است که ميربچه را داشته به حبس انداخته و ساير مفسدان را يورت بيورت دهه به دهه تحقيق نموده منع نمايد الحال يک اقسقالی خجند به تردد و تحقيق ميباشد بعضی از توغ دارهای آن جماعه توغش را پرتافته امد بنابران خبرهای مسموعه خود را در قيد عرايض غلامی ارسالداشتم و نيز هر واقعه که صادر شود بدربار همايونی خواهم رسانيدن الهی سلامت باشد التقصير التقصير التقصير

[Эмир Бухары] (بنده نوازا)

ميربجه

Сыновья Абд ал-Гаффар бека

[К.П. фон Кауфман, генерал-губернатор Туркестана] (کبونادر)